X
تبلیغات
هيچی................؟؟؟



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


هيچی................؟؟؟

می رسد روزی كه بی هم می شويم.........

عزیزم

عین خیالمون نیست که داریم بی هم میشیم داره میرسه روزی که بی هم میشویم!! دلم تنگییییییییییییییییده واست بیا تو وبلاگ منتظر پست های جالب و  با مزه ات هستم

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت12:20توسط آجیهای دلتنگ | |

یادت بماندتویادگارروزهایی هستی.که نه فراموش میشوند.ونه تکرار.............

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت16:42توسط آجیهای دلتنگ | |


روزی که ارغوان به تو نفروخت گلفروش
پیراهنی به رنگ گل ارغوان بپوش

از یاد بردن غم عالم میسر است
اکنون که با شراب نشد شوکران بنوش

گیرم که مثل موری از این سنگ بگذری
کوهی ست پشت سنگ ، از این بیشتر مکوش

چون نی نفس کشیدن ما ناله کردن است
در شور نیز ناله ما می رسد به گوش

آتش بزن به سینه اتش گرفته ام
آتش گرفته را مگر آتش کند خموش

فاظل نظری

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت22:46توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام به دوستای گلم خوبین؟؟؟!!!

چ خبرا؟؟؟دلم براتون ی ذره شده ب خدا!!بعد کارشناسی دیگه نمی دونم چیکار کنم شکر خدا که بیکاری هست مارو از این بلاتکلیفی در میاره خداخیرش بده!!شما چیکار میکنید با ای روزگار؟؟میگما داریم میرسیم ب اون روز قرار شماها یادتونه که!!سال 93 دور هم جم شیم؟؟؟پایه هستین؟میاین؟؟میدونید که من از همتون دورترم باید بدونم میاید یا نه لطفا آمادگی خودتون رو اعلام کنید دوست جونای من

دوستون دارم زیاد...........

بوس بوس .بای بای

از طرف آجی بی معرفت شوشی(خودم میدونم بی معرفتم)

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت22:39توسط آجیهای دلتنگ | |

قشنگ ترین نگاهم را برایتان کنار گذاشتم تا بدانیدهمیشه انتظار دیدنتان را دارم.........

+نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت19:30توسط آجیهای دلتنگ | |

سرمشق زندگیم فراموش نکردن انهاییست که همیشه برایم عزیز هستند................

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت13:48توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام به همه دوستای خوبه خودم

دلم خیلی براتون تنگ شده

یادش بخیر روزایی که دیر بیدارمیشدیم و دست به دامن مینی بوسای جونقونی وماشینای کارکنای دانشگاه میشدیم

وای لطیفه وپریسا چقدر فال پاستور میگرفتن،مرجان شبای امتحان میومد امیدواری میدادو انتراکو با ی آهنگ باحال شروع میکرد.

چقدر ادای استاد غفاری رو باحال درمیاورد.


ی شب هممون باهم رفتیم خونه اتق هشتیا و واسمون بستنی خریده بودن.

اون روز برفی ک عین دیوونه ها زدیم بیرون و دویست شیشیه افتاده بود دنبالمون.

کوچه ازنداینا بدترین خاطره ها رو یادمون میاره،یادتونه؟

ی روز رفته بودیم پارک اول جونقون چقدر خوش گذشت.

امتحان اسمبلی هم ک هیشکی حوصله غذا درست کردن نداشت وبیشتر بچه ها رفتیم بیرون.

البته براناهار یکی ازروزاشم ساندویچ سفارش داده بودیم.


بچه هاجون خیلی دوستون دارم...


در کودکی ام,

شنیده بودم قلب هرکس ,

به اندازه مشت گره کرده اش است...

مشت می کنم...

و خیره می شوم به انگشتهای گره خورده ام...

دستم را می چرخانم و دورتادورش را نگاه می کنم...

چقدر کوچک و نَحیف باید باشد قلبم!!!

در عجبم از این کوچک نحیف! که چه به روزم آورده!

وقتی تنگ می شود...میخواهم زمین و زمان را بهم بدوزم!

وقتی می شکند...چنگ می اندازد به گلویم و نفس را سخت می کند...

وقتی که میخواهد و نمیتواند...

موج موج اشک می فرستد سراغ چشمهایم...

در عجبم از این کوچک نحیف...!!!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت1:47توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام آجیای گلم چرا نیستین خوبین؟

الان ساعت ۲:۵۸نصفه شبه و دارم به پایان نامم ور میرم، خیییلی خابم میاد اما چکنم عاقبت شب امتحانیم ونصفه شب امتحانم به لحضات ملکوتی خدایا به خیر بگذره فقط پاس شم نزدیک میشم 

یهو یادم افتاد به بچه ها یادتونه اون شبا که مردان آهنینو اجرا می کردیم و راضیه وزنه ۴۰۰ کیلوییمون بودی

اون شب که مثلا واس اولین بار میخاستیم یه فیلم ببینیم، ویدئو نداشتیم و عاطفهههههههه که آبرومونوپیش داداشاش برد

یادش بخییییییییییییر، چه خوش میگذشت

شبتون بخییییییییو شادی

۱+۱۲ تا بوس  واس آجیای لوس   

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت5:36توسط آجیهای دلتنگ | |

گاهی وقتا دلم بی هوا هوایتان می کند.......

ونمیدانی چه سخت است ارام کردن دلی که بهانه می گیرد......

دوستتون دارممممممممممممم.

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت14:12توسط آجیهای دلتنگ | |

تو... عزیز خواهی ماند حتی اگرفاصله ها نگاهت را از من دورکند..... 

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت12:31توسط آجیهای دلتنگ | |

بچه ها یه خبر داغ داغ جدید!

آننننننننننننننننننننقد خوشحال شدم وقتی شنیدم

پروانه آآآآی چرا نمیای به بچه ها بگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ها!!

من که طاقت نیوردم اومدم به بروبچ گل خبر بدم:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

بچـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ها

پروانه شوور کرده

 

بادا بادا مبارک بادا ایشالله مبارک بـــــــــــــــــــــــــــــــادا

 

جینگ جینگ ساز میاد و از بالای خونه پروانه میاد

 

آجی جون آینننننقد خوشحالم. انشالله سالیان سال در کنار آقات باهم خوششششششششششششبخت خوشبخت بشین

ایشالله روزی ما مجردام بشه

سرسفره عقد واس منم دعا کنیااا یادت نره آ، تورووووخدا آجولی

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت13:29توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام عزیزای دلم

حال و بالتون چطوره؟ایشاللا همتون خوبید و روبه راه نماز روزه هاتون قبول باشه

آجی توروخدا تو عباداتت منم دعا کن.... یادت نره آآآآآآآآآ

منم کارشناسیم تموم شد و مونده پروژمو کارآموزی و فعلا هاسپند وییتینگم

دوستون دارم همتونو آجیای گللللللللللللللللللللللم

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت12:18توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام به همه دوستای گل خودم

امیدوارم همه خوب وخوش باشین،بدون هیچ غصه ای..

نماز،روزه هاتون قبول..

مارو هم از دعاهای قشنگتون بی نصیب نکنید.

دلم خیلی براتون تنگ شده...

پروانه وشهین که هستن،

پریسا،آجی کجایی؟

کبری که باهام درارتباطه ولی بقیه که ازتون خبر ندارم

مرجانی،لطیفه،نسرین ،سارا،سمیه ،راضیه،الهه،بهار،بچه های اتاق هفت

بیاد و حرمت روزای خوشی که باهم داشتیمبیاین همدیگه رو فراموش نکنیم ...

همتونو با تمام وجودم دوست دارم....



+نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت16:49توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام بچه ها خوبید؟ آجی های بی معرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

دلم واسه یه ذره شده اما وقتی میبینم شما ها تو وبلاگ حرصم در میاد یعنی واقعا ایقد سرتون شلوغه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیست و هفتم نامزدیمه دوس داشتم حداقل بجه های ایذه ای می اومدن اما حیف !!!!!!!!

عید  همتون پیشایش مبارک انشاال... سال خوبی داشته باشید

دوستون دارم هزار تا

اینم سیزده تا بوس با حال واسه آجیهای بی معرفتم

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت15:24توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام عزیزای دلم خوبین؟؟؟؟؟؟

ب خدا دلم براتون خیلی تنگه درسته سرگرم درس و زندگی شدم ولی محاله شماهارو فراموش کنم

شرمنده ک کم سر میزنم بهتون این ترم پروژه پایانی دارم از الان درگیرشم دعا کنید ب خیر بگذره........

همتونو دوس دارم بچه ها قرارمون ک یادتون نرفته سال 93 امیدوارم همگی بیایم

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت16:24توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام عزیزای دلم خوبین؟؟؟؟؟؟

ب خدا دلم براتون خیلی تنگه درسته سرگرم درس و زندگی شدم ولی محاله شماهارو فراموش کنم

شرمنده ک کم سر میزنم بهتون این ترم پروژه پایانی دارم از الان درگیرشم دعا کنید ب خیر بگذره........

همتونو دوس دارم بچه ها قرارمون ک یادتون نرفته سال 93 امیدوارم همگی بیایم

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت16:22توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام عزیزای دلم خوبین؟؟؟؟؟؟

ب خدا دلم براتون خیلی تنگه درسته سرگرم درس و زندگی شدم ولی محاله شماهارو فراموش کنم

شرمنده ک کم سر میزنم بهتون این ترم پروژه پایانی دارم از الان درگیرشم دعا کنید ب خیر بگذره........

همتونو دوس دارم بچه ها قرارمون ک یادتون نرفته سال 93 امیدوارم همگی بیایم

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت16:20توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام آجیای عزیییزم

خوبین؟کجااااااااااااااایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باخودمم هستم!

ساراجون مبارک باشه عزیزم ایشالله خوشبخت شی

پروانه درکنار متاهلا چمیکنی؟مریم و شهین یه شی هم واس پروانه جور کنین خب!

بچه ها بقیه کجاهایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راضیه-مرجان مامان نشدین؟نسرین توچی اینننقد هول بودی!

مرضیه بچت بزرگ شده؟

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت21:46توسط آجیهای دلتنگ | |

ای دل! شدی سنگ صبوری برای همه.
همیشه شریک دردهایشان بودی و همنشین دل خرابشان..
همیشه لحظه های تنهایشان با تو تقسیم می شد و بغض های گلوگیرشان با گریه بر شانه های تو جاری می شد.  
ولی کاش می دانستند درد تو کمتر نیست، حال تو بهتر نیست..
کاش می توانستی فریاد زنی که تنهایی درد دارد و چه سخت است..
اما ملالی نیست!
شاید، شاید قسمتت این بود.
درد کشیده باشی تا بفهمی حال دلی را که درد امانش را بریده و بفهمی نگفته هایی را که پشت سنگینی یک بغض پنهان مانده.


 ********************

خدایا تنها مگذار دلی را که هیچکس دردش را نمی فهمد،
 چرا که خود می دانی چه سخت است تنهایی.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت14:8توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام بچه ها خوبید؟؟؟

من که دلم واستون تنگ شده شما چی؟؟

این آجی پریسا هم که قرار بود خبر بده بریم شهرکرد با هم بگردیم خبری ازش نشد آجی اصفهان خوش می گذره؟؟؟

سارا جون تبریک میگم بی معرفت واسه ما هم دعا کن

---------------------------------------------

خدایا!

اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار که زرنگی های حقیر و پست های نکبت بار و پلید این شبه آدم های اندک را متوجه شوم چه دوست تر میدارم بزرگواری گول خور باشم تا هم چون اینان کوچکواری گول زن!!(از دکتر شریعتی)

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت19:6توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام شوکی های خودم

خوبید عزیزان ؟؟؟؟؟؟

انگار امسال سال ایذیهای آخه مریم عقد کرده و شهین در شرف نامزدی منم نامزد کردم اومدم خبر بدم دیدم کسی نمیاد تو وبلاگ منم نگفتم

آجی ساراتون دو ماه نامزد کرده و،ماه دیگه کاغذ میگیریم ، اسمش احسان ، همسن خودمه شش ماه ازم بزرگتره ،  لیسانس مدیریت صنعتی ، نوه عمومه ، کارمند شرکت نفته ، خونه شون اهوازه و خیلی خیلی پسره خوبیه 

حالا مریم و شهین شما بیو گرافیشون بنویسین ؟؟؟؟؟

خیلی بی معرفتین همه تون مخصوصا پریساااااااااااااااااااا

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت11:12توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام بچه ها

برسید به داد پروانه که داره دق میکنه.....

مریم  عقد کرده ،شهینم در شرف نامزدیه.

پریسا آجی پروانت داره ازبین میره..

گناه داره ....

سارا جون توهم خبر داغتو بگو..

منتظریم!!!

شهین-مریم-پروانه

+نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1391ساعت17:6توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام بچه ها

برسید به داد پروانه که داره دق میکنه.....

مریم  عقد کرده ،شهینم در شرف نامزدیه.

پریسا آجی پروانت داره ازبین میره..

گناه داره ....

سارا جون توهم خبر داغتو بگو..

منتظریم!!!

شهین-مریم-پروانه

+نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1391ساعت17:6توسط آجیهای دلتنگ | |

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری




سلام به دوستای بی معرفت خودم

خوبید ؟؟؟؟؟؟

باشه نیاید، اما من اینقد میام پست میذارم تا شاید شما از رو رفتید میخواستم یه جیزی بگم اما چون کسی وبلاگ رو نمیخونه من نمیگم یه خبر داغ داغ داغ داغ داشتم که هیچی نمیگم

دوستون دارم nتا

+نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت13:59توسط آجیهای دلتنگ | |

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * جدا از تو نمی خواهم ببینم روی دنیا را بیا تا در شب چشمت ببازم صبح فردا را بیا ای هم نفس در هم بریزیم این نفس ها را بیا با عشق خود آتش زنیم این کهکشان ها را تقدیم به همه دوستای گلم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

+نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391ساعت2:22توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام حال واحوال چطوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نماز روزه هاتون قبول سر سفره افطارتون که مشغول خوردنید یه یادی از منم بکنید و دعام کنید .

بیمعرفتا کجایید نیستین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟باز هم معرفت پریسا که اومد و پست گذاشت بخدا داشتم دیونه میشدم بیاید تو وبلاگ .

منتظر پست های با مزه تون هستم

دوستتون دارم هزار تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت20:26توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام به همه ی دوستای عزیزم

حلول ماه رمضان،ماه استجابت دعا رو به همتون تبریک میگم

سرسفره افطار منو هم یادی کنین خواهش میکنم خییییلی محتاجم......

چن روز پیش داشتم عکسهای پیرغار و اردو قلعه تک و نمایشگاه کتابو نگاه میکردم خییییییییییییییییییلی دلم واستون تنگید

دلم گرفت از اینکه اون روزا چقدر ساده و زود اومدن و رفتن

یادتونه واس اردو پیرغار استاد غفاریو سر کلاس کارآفرینی پیچوندیم و چقد خوشحال بودیم از دست کلاسای طولانیش راحت شدیم چقد اونروز خوش گذشت هر چی آقای عسگری میگفت ترم 4 کامپیوتر ما اینجا آبرو داریم آرومتر!!!!!!!! ماهم انگار که نه انگار --شامش الویه بهمون دادن یادته!

واس عید یه روز رفتیم پیرغار با عموم اینا هر تکه جاییش که میرفتم یاد اونروز میفتادم یادش بخیر

 

قلعه تکو یادتونه سارا و صفیه مادر شهید شده بودین

نمایشگا کتاب......... واااااااای صفیه یادته زن مولوی داشت از اتوبوس میرفت بالا گفتی برو دیگه زورت به اون بدبخت رسید

توراه چقد خوش گذشت با اون پفک لینا توپیا چقد خندیدیم.............

واقعا یادش بخییییییر کاش فقط یکبار دیگه میشد برگردیم جونقون و اون خابگاه بزرگه باحااااااااال

یادته چقد خانم مرتضایی میترسید ینی سرپرستمون بود

دلم خیلی واستون تنگولیده مرجان،صفیه،ماندانا،مرضیه،پروانه،کبری،لطیفه،مریم،سارا

سارا،فاطی،راضیه،مهری،فریده،الهام،فهیمه،شهین،نسرین

سمیه،الهه،عاطفه

آخه سارا آجی تو که میگی بچه ها بیایین وبلاگو تهنا نذاریم هیششکی نمیاد درسته خودمونو عشقس که میاییم مینویسیم خب من خسته شدم وقتی میبینم فقط مطلبای خودم هست!!!

یچیز دیگ چرا اونروز جواب پیاممو ندادی ناااااااااامرد منتظرت بودم و هستم 

بچه ها سارا راس میگهههه تراااااااااااااااخدا هرکدومتون که میایین تو وبلاگ و فقط میخونین ترااخدا یه پست هم واس ما بذارین تا بیاد هم باشیم باش؟؟

+نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت16:42توسط آجیهای دلتنگ | |

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت12:26توسط آجیهای دلتنگ | |

سلام بچه ها خوبید کجایید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا خبری ازتون نیست بخدا دلم واستون یه ذره شده تمام دلخوشی من سر زدن به وبلاگ بود که بیام پستا تونو بخونم که این دو ماه هیچکدومتون به وبلاگ سر نزدین چرا ایقد بی معرفت شدین

تورو خدا بیاین تو وبلاگ دوستون دارم

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت13:33توسط آجیهای دلتنگ | |

روز معلمو به بابای خودم تبریک میگم    

همچنین روز معلم هم بر تمام معلمان عزیزم که مرا تا به اینجا رساندن تبریک میگم

و روز معلم بر تو که شیطونو درس میدی مبارک

 

 

و اما سلوم به دوستای گل گلاب خودم

حالتون چطورس؟

امتحانام شروع شدن بعد امتحانا میام ی پست خوب میذارم

دلم واسه همتون تنگه بخداهمیشه یادتون میفتم دلم میخاست بازم با هم بودیم ... !

 

آجی پروانه یکم به ترشیدگیت و ترش شدنت فکر کن دیگه سوتی دادنو یادت میره و درمان میشی  

شیرازیا رفتین خونه مرضیه سلوم منو به مرضیه جون برسونین و از طرف من بچشو ببوسین

سارا تو در چه حالی شوک خودم؟

کبری هم نمیدونم داره واس کنکور میخونه یا در حال خوردن خابیدنه؟! ازش خبر دارین؟

مرجان هم که هروقت اینترنتش مفتیه میاد وبلاگ نمیدونم کجاس؟چمیکنه؟

بقیه بچه ها هم که ...........

 

بای تا های    

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت3:4توسط آجیهای دلتنگ | |